سخنگوی وزارت خارجه ایران از طرح منطقه پرواز ممنوع بر فراز سوریه که اخیرا مطرح شده به عنوان "توطئه شومی برای آماده کردن مقدمات درگیری نظامی در سوریه "یاد کرده و گفته است که کشورش تلاش خواهد کرد تا صلح، ثبات و امنیت در سوریه برقرار شود.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم مرداد 1391ساعت 20:30  توسط عبدالقادر ( سروری )  | 
تاریخ انتشار : سه شنبه ۱ تير ۱۳۸۹ ساعت ۱۹:۴۵
این که سیاست چیست و شما چه کسی را سیاستمدار میدانید شاید به تعداد آدمهای روی زمین تعریف و پاسخ داشته باشد. از نگاه یک زن خانه دار سیاست بسیار متفاوت خواهد بود با یک خانم یا آقای کارمند دولت و یا یک نماینده مجلس . واز نگاه یک بازاری و یا کارخانه دار بسیار متفاوت با یک خلبان و یا یک دندانپزشک . بعضی می گویند سیاست پدر و مادر ندارد و باید از سیاست دوری کرد و بعضی می گوینددین از سیاست جدا نیست و بزرگان دین می گویند صداقت بالا ترین سیاست است . از نگاه من عامی کم سواد سیاست یعنی روش . یعنی تدبیر کردن و اندیشیدن . یعنی یافتن راه صحیح عمل به آن . یعنی فکر کردن به جمع و منافع آن و کسانی باید خود را سیاستمدار بدانند که بیشتر به مصالح و منافع جمع فکر کنند . و آگاهی و مطالعه آنان نسبت به تمام اقشار جامعه بالا تر باشد و در عین داشتن درایت با صداقت با موضوعات مختلف برخورد کنند . البته زمان و مکان و امکانات نیز در سیاستمدار شدن برخی موثر است . مثلا در سریال هزار دستان دیدیم( که پشتوانه تاریخی هم دارد ) چطور فردی مانند شعبان استخوانی وارد سیاست شد . اینکه چگونه برخی از سیاستمداران وارد جریانات سیاسی میشوند جای تامل بسیاری دارد . متاسفانه در تمام اعصار عده ای فرهنگ سیاست را با خیانت و دسیسه آلوده کرده اند . کسانی امثال معاویه که خود را بسیار باهوش و سیاستمدار میدانستند با علی (ع ) در صف پیکار قرار می گرفتند و مردم با مقایسه این دو معاویه را سیاستمدار تر می دانستند در عین اینکه سیاست علوی مرز زمان را خواهد شکست و مورد قضاوت تاریخ قرار خواهد گرفت. با مروری بر تاریخ سی ساله انقلاب نیز میتوان موارد مشابهی را مشاهده کرد. امروز با روندی که جهان در مقابل ما پیش گرفته است و مشکلات عدیده ای را در مقابل ما قرار داده . و روز به روز بر آن می افزاید وظیفه ما چیست ؟ ماکه سیاستمدار نیستیم و فقط نظاره گر هستیم که بزرگان مملکت برای ما چه تصمیم میگیرند؟ حتما پاسخ این خواهد بود که با اعتماد بر آنها و همدلی با ایشان می توان ایران را در این برهه حساس از خطر رهانید . اما سئوال دیگر مطرح میشود که آیا سیاستمداران امروز ما به یکدیگر اعتماد دارند و با یکدیگر همدل هستند. امروز کشور ما به شیر نیمه جانی تبدیل شده که کشورهای دیگر برای اثبات شجاعتشان به آن لطمه میزنند و برای ضربه زدن به ما سبقت می گیرند . سئوالی که مطرح میشود اینست که آیا اینهمه هجمه ای که بر ضد ما صورت میگیرد تنها به دلیل برحق بودن ماست ؟ یا گاها اشتباهاتی باعث شوریدن افکار جهانی برضد ما میشود. چه چیز موجب گستاخی برخی همسایگان یا قدرتهای فرامنطقه ای شده است. شما فکر میکنید که این جو تا به کی بر سر مملکت ما سایه خواهد انداخت و ما تا کی باید به مسئولینی اعتماد کنیم که با سخنان و رویه های نسنجیده کشور را در معرض تهدید و خطر قرار داده اند . همانطور که همه میدانیم هر چیز بهایی دارد پس ما بهای چه چیزی را میپردازیم ، چه عقل سلیمی باور میکند که این همه هزینه فقط برای حق ایران در داشتن انرژی هسته ای است . . من بعنوان یک نفر از قشر عادی این جامعه که از رزمندگان و جانبازان دفاع مقدس نیز هستم می خواهم بدانم که چرا من بعنوان یک ایرانی باید هزاران برابر یکنفر مثلا در مالزی هزینه پرداخت کنم . اگر در زمان طاغوت با صرف هزینه بیت المال جشنهای 2500 ساله برگزار شد که اعتراضات بسیاری به آن وارد است چرا کسی باجهای میلیاردی به کشور هایی نظیر سوریه . روسیه . گابن ، لبنان و ... نمی بیند چرا هرکس قصد کلاهبردار ی دارد اولین طعمه اش ایران است . چرا کسی اعتراضی به ماندگاری چند ساله مهندسان روسی با دستمزد های سر سام آور و خرید تجهیزات ناکارآمد و دست چندم جهانی ندارد . چرا حالا بعد از سی سال دانشگاه آزاد وقف می شود . چه کسی واقف آن است . آیا حق این عمل را دارد . چرا در این چند سال به دستهایی که به بیت المال تجاوز کرد فرصت سوء استفاده داده شد جدا کم کم از اینکه به کسانی بعنوان سیاستمدار (که جنس آنها را از امام و انقلاب میدانستم ) اعتماد کردم احساس خسارت میکنم . رد پای عدم تدبیر در مملکتی با اینهمه منابع و استعداد همه جا دیده می شود و کاش مصلح اعظم زود تر فرا برسد. که ما را از اینهمه پریشانی برهاند . کاش دوستانی نظیر آقای احمدی نژاد دیگر داعیه مدیریت بر جهان را نداشتند که در همین حد هم کفایت خود را نشان داده اند. چیزی که من میدانم این است که امام خمینی با انقلابشان ابدا قصد تضعیف اسلام و ایران را نداشتند ولی باید تذکر داد به سیاستمداران امروز که یکبار دیگر سیره امام را بخوانند . به افکار شهید مطهری رجوع کنند . سخنان شهید بهشتی را بیاد بیاورندو خلاصه یکبار دیگر مسلمان شوند. از کسانی نظیر جناب توکلی انتظار بیش از این میرود . کاش سیاستمداران ما به یاد بیاورند که از کجا شروع کردند و پایان کارشان نزد خدا وند را به سلیقه گرایی های دنیا طلبانه ترجیح میدادنداگر صداقت بالاترین سیاست باشد شما چقدر سیاستمدار هستید؟. .
+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم شهریور 1391ساعت 9:12  توسط عبدالقادر ( سروری )  | 

گزارش از: تلاش

     طوریکه قبلاً به اطلاع رسانده شده بود، انجمن علمی – فرهنگی کوشان در اولین اقدام بعد از تاسیس اش، کانکور آزمایشی را جهت انگیزه دهی، ارتقای سطح علمی، رقابت سالم و آشنایی هر چه بیشتر دانش آموزان لیسه های هزاره تاون شهر کویته با شیوه های نوین کانکور افغانستان، روز یکشنبه مورخ 2012/06/24م،   در دو شفت قبل از ظهر (دوره لیسه) به شکل کانکوری و بعد از ظهر  (دوره متوسطه) به شکل ارزیابی و رقابتی در ماشالله هال با اشتراک تقریبا 1600 داوطلب برگزار کرده بود.

      در روز برگزاری کانکور آزمایشی نمایندگی وزارت محترم معارف افغانستان در کویته پاکستان، محترم حاجی نجیب الله و همراهانش، جنرل سکریتری حزب هزاره دموکراتیک محترم احمد علی کهزاد و یکتعداد از اعضای این حزب، مدیران و یک تعداد اساتید پیشکوست مکاتب مختلف به حیث ناظر اشتراک نموده بودند.

     انجمن علمی – فرهنگی کوشان با تلاشهای زیاد بالآخره توانست نتایج این کانکور آزمایشی را در مدت کمتر از دو هفته به روز جمعه مورخ 2012/07/06 م، ساعت چهار بعد از ظهر در ماشاالله هال، طی یک پروگرام علمی و آموزشی برای اشتراک کنندگانش اعلان نماید.

     در این برنامه اختصاصی اما، جذاب و دیدنی آقای احمد علی کهزاد، استاد عبدالغفور ربانی، جناب استاد عصمت الله سعیدی و جمشیدی، آقای صفدر سروش، مدیران و اساتید مکاتب مختلف شرکت نموده بودند، که حضور این مهمانان شکوه مندی پروگرام را چند برابر ساخته بود. پروگرام که با گردانندگی استاد نعمت جویا هرچه زیادتر شکوهمند شده بود، با تلاوت آیاتی چند از کلام الله مجید توسط استاد عارف یک تن از اعضای انجمن آغاز شد. در لحظات آغازین برنامه محترم استاد عبدالله رفیعی رییس انجمن علمی – فرهنگی کوشان مختصراً به ایراد سخن پرداخت که در ابتدا از تشریف آوری مهمانان در برنامه اعلان نتایج کانکور آزمایشی کوشان تقدیر و تشکری نمود، سپس وی در رابطه به انجمن کوشان یاد آور شدند، که این انجمن توسط تعدادی از استادان مکاتب مختلف شهر کویته تشکیل گردیده است و هدفش ارتقای سطح علمی و فرهنگی دانش آموزان شهر کویته از یک طرف و سپاسگذاری و قدردانی از نخبگان عرصه های مختلف جامعه از طرف دیگر می باشد. استاد یاد آور شدند، که این انجمن بدون کدام وابستگی، مستقل است و اعضای آن متعهد اند که بدون کدام نوع تعصب در خدمت تمام افراد جامعه خویش باشند. از طرف دیگر این انجمن متعلق به عده ای خاصی نخواهد بود، بلکه متعلق به هر آن کسی است که خواهان خدمت به مردم خویش می باشند، در ادامه صحبت هایش ایشان از اهمیت برگزاری کانکور آزمایشی و فواید آن برای شاگردان مکاتب یاد نموده و نیز گفتند، که نتایج این امتحان بدون شک یک ارزیابی از عملکرد همه ماست، که امید با استفاده از آن همه ما بتوانیم بر ضعف های خویش غالب شده و بر توانایی های خویش هر چه بیشتر بیفرایم. وی در لابه لای سخنانش مواردی را جهت راهنمایی شاگردان در انتخاب بهتر رشته دلخواه شان گوش زد نمود. در آخر سخنانش وی از زحمات خستگی ناپذیر اعضای انجمن، که خالصانه و متعهدانه در برگزاری کانکور وقت های شانرا صرف نمودند بودند، قدر دانی نموده و نیز از کسانی که به هر نحوی در برگزاری کانکور همکاری نموده بودند، سپاسگزاری کرده و به سخنانش نکته پایان بخشید.

     در بخش بعدی برنامه استاد حیات الله شیخ زاده یکی دیگر از اعضای انجمن که وظیفۀ مالی و آمارگیری را به عهده داشت با ارایه دقیق گزارش مالی از دخل و خرج کانکور آزمایشی کوشان، توجه حاضرین در تالار را به خود جلب کرد. بخش بعدی گزارش شان در مورد آمار اشتراک کنندگان از نگاه جنسیتی بود که جالب ترین قسمت این برنامه به حساب آمد، وی با تهیه گزارش جالب در قالب سلایدها فیصدی اشتراک کنندگان دختر و پسر را مشخص ساخت که %55 اشتراک کنندگان را دختران و % 45 اشتراک کنندگان را پسران تشکیل داده بود. در قسمت بعدی این گزارش فیصدی آمار لیاقت 20 نفر اول هر صنف را سنجیده بودند، که در آن در دوره لیسه پسران نسبت به دختران فیصدی شان بلند بودند، ولی در دوره متوسطه آمار مقام آوران دختران نسبت به پسران بسیار بلند بود.

      آقای احمدعلی کهزاد سخنران بعدی برنامه بودند. وی در سخنان خیلی فشرده و مختصر از فعالیت و اقدام انجمن علمی – فرهنگی کوشان ستایش کرد و نیز یاد آور شدند که در جامعه ما رسم شده است، زمانی که کسی و یا نهادی دست به کاری زد، دیگران همه از آنها طلبگار  می شوند و آنها را قرضدار شان می پندارند، که این عمل فکر کنم زیاد درست نیست. ما باید همه به مسوولیت خویش رسیدگی کنیم و با حمایت یکدیگر در شگوفایی آینده نسل خویش کوشا باشیم. وی از تمام نخبه گان این جامعه خواست تا در حد توان در عرصه های مختلف فعالیت کنند تا بتوانیم فردای بهتر را برای مردم این جامعه ترسیم نمایم و با تشکر و قدردانی از زحمات و تلاشهای انجمن به سخنان خود خاتمه بخشید.

     در ادامه برنامه استاد جلیل تجلیل عضو دیگری از انجمن به شکل سمینار تخصصی ای دربارۀ علوم بشری (علوم اجتماعی) و شعبات این علوم به دسته های مختلف و دانشکده های دانشگاه کابل و آینده شغلی هر رشته، در این بخش در چهار چوب سلاید شو ها معلومات نهایت کافی را تقدیم حاضرین که مشخصا دانش آموزان دوره لیسه و راهیان کانکور بودند ارایه کردند. و متعاقب آن استاد ملکیار عضوی دیگر انجمن نیز راجع به علوم طبیعی و ساحه کاری معلومات مناسب و مفیدی را در قالب سلاید شود به شاگردان ارایه نمود. علاوتاً ایشان در مورد انتخاب رشته در امتحان کانکور نکات بسا مثبتی را به شاگردان اشتراک کننده ارایه نمود.

     در ادامه برنامه از صفدر سروش یک تن از هنرمندان فولکلوریک مردم ما که مهمان برنامه هم بود تقاضا به عمل آمد تا با زمزمه چند آهنگ انقلابی از خستگی حاضرین در تالار بکاهد. وی با ارایه چند پارچه آهنگ انقلابی به سبک هزارگی به برنامه رونق خاص بخشید که از سوی اشتراک کنندگان مورد تشویق فراوان قرار گرفت.

    در قسمت آخر برنامه از زحمات ارزندۀ عبدالغفور ربانی، که چندین کتاب را در این اواخر نگاشته اند، استاد جلال اوحدی،که چندی پیش کتاب "ترکیب قبایلی در ساختار ملی ملت هزاره"  را به نشر رسانده بود و نیز مسوول انجمن خوشنویسان معاصر – کویته که کتاب هنری "بازتاب اندیشه های رهبر شهید در هنر" را در خدمت مردم ما قرار داده بود، با ارایه سپاسنامه ای تقدیر به عمل آمد. سپس با ارایه دسته های گل از کسانی که در برگزاری کانکور کمک نموده بودند، تشکر صورت گرفت و در آخر نتایج کانکور آزمایشی کوشان، که همه دانش آموزان بی صبرانه متظر آن بودند، توسط استاد فرهاد جویا در دو مرحله اعلان شد.

     در مرحله اول، اعلان نتایج از صنف هفتم شروع شد و از شاگردانی که مقام اول، دوم و سوم را در این صنف به خود اختصاص داده بودند، با ارایه تقدیر نامه و جایزه های نفیس توسط اعضای انجمن تقدیر صورت گرفت و به همین ترتیب نتایج صنف های هشتم، نهم، دهم، یازدهم و دوازدهم نیز نیز اعلان گردید و از مقام آوران هر صنف با تحایف نفیس توسط انجمن کوشان تقدیر به عمل آمد.

     مرحلۀ دوم که مرحله آخری برنامه نیز بود، گرداننده پروگرام در آن اول نمره عمومی دوره لیسه و متوسط را اعلان کرد. اول نمره دوره لیسه حجت الله ولد محمد هاشم متعلم صنف یازدهم لیسه عالی فردوسی شده بود. و اول نمره عمومی دوره متوسط شکرالله ولد محمد علی متعلم لیسه شمامه شده بود.  انجمن جهت تشویق هرچه بیشتر این دو دانش آموزی که یکی در دوره لیسه و دیگری در دوره متوسط عالی ترین مقام را گرفته بودند، یک ست موبایل را به حیث تحفه اهدا در نظر گرفته بود، که توسط نویسنده گرامی مردم ما استاد عبدالغفور ربانی برایشان داده شد.

     بینندگان محترم وبلاگ کویته و دانش آموزانی که در کانکور شرکت نموده اید، شما می توانید، نتیجه هر صنف را به صورت جداگانه در ذیل مشاهده کنید. قابل یادآوریست که اگر اسم تان در صفحه اول نبود، در ادامه مطلب هر صنف تلاش کنید.

نعمت جویا، گرداننده پروگرام

استاد رفیعی

استاد شیخ زاده

استاد جلیل تجلیل

استاد ملکیار

صفدر سروش در حال اجرای آهنگ

سپاسگذاری از استاد ربانی

تشکری از کمک کنندگان

 

تشکری از صفدر سروش

عکس یادگاری اعضای انجمن با شاگردان ممتاز کانکور آزمایشی کوشان

+ نوشته شده در 2012/7/9ساعت 0:21 AM توسط تلاش | 2 نظر


ادامه مطلب
+ نوشته شده در 2012/7/8ساعت 10:40 PM توسط رفیعی


ادامه مطلب
+ نوشته شده در 2012/7/8ساعت 10:20 PM توسط رفیعی


ادامه مطلب
+ نوشته شده در 2012/7/8ساعت 10:7 PM توسط رفیعی


ادامه مطلب
+ نوشته شده در 2012/7/8ساعت 9:35 PM توسط رفیعی


ادامه مطلب
+ نوشته شده در 2012/7/8ساعت 9:20 PM توسط رفیعی


ادامه مطلب
+ نوشته شده در 2012/7/8ساعت 6:2 PM توسط تلاش

گزارش تکمیلی:

     قرار گزارش های نهایی، در اثر حادثه دلخراش روز پنجشنه، در صحنه سیزده تن شهید شده بودند، بعدا دو تن از زخمی ها در شفاخانه جان را به جانان سپردند و به این صورت در حادثه متذکره مجموعا پانزده تن شهید شده اند.

گزارش اولیه:

     ساعتی قبل امروز پنجشنه ۲۸/۶/۲۰۱۲م، زمانی که اتوبوس زایران که حامل تقریبا ۵۰ مسافر بود و از تفتان به طرف کویته بر می گشت، در ساحه هزارگنجی مورد حمله قرار گرفته و اتوبوس به صورت کامل از بین رفته و قرار اطلاعات اولیه بیشتر از ۲۰ تن شهید و بقیه مسافران آن شدیدآ زخمی شده اند.

     قرار بعضی اطلاعات اولیه بر این اتوبوس با راکت حمله صورت گرفته است، ولی بعضی شاهدان می گویند، که به احتمال زیاد یک موتر کوچک انتحارگر خودش را به اتوبوس تصادف داده و عامل انفجار موتر خودش و اتوبوس شده است. به گفته پولیس وزن مواد منفجره تقریبا ۵۰ کیلوگرام بوده است، که سبب دور انداختن تقریبا ۲۰ متری موتر از جایش شده است. به گفته پولیس هم اینک اتوبوس توسط ماشین های بزرگ بر سرک عمومی انتقال داده شده است و کمک های امدادی به شدت جریان دارد.

     هم اینک وضیت اضطراری بر شفاخانه های شهر اعلان شده است. قرار گزارش گزارشگران شبکه های تلویزیونی خصوصی پاکستان تا هم اینک ۳ تن از زخمی ها به سی ایم ایچ انتقال داده شده است و ۴ تن نیز به شفاخانه عمومی شهر جابجا شده اند. احتمال می رود که تعداد تلفات از این نیز بیشتر باشد، زیرا اتوبوس به صورت کامل منفجر شده است و امکان کم وجود دارد، که مسافرین اش جان سالم ببرند. رییس جمهور پاکستان آصف علی زرداری و وزیر اعضم آن راجه پرویز اشرف حمله بر این اتوبوس  را محکوم کرده اند.

+ نوشته شده در 2012/6/28ساعت 8:49 PM توسط رفیعی | 3 نظر

گزارش از: تجلیل

     انجمن علمی – فرهنگی کوشان روز یکشبنه بتاریخ 24/6/2012 م، کانکور آزمایشی را جهت انگیزه دهی، ارتقای سطح علمی، رقابت سالم و آشنایی هر چه بیشتر دانش آموزان لیسه های هزاره تاون شهر کویته با شیوه های نوین کانکور افغانستان برگزار نمود. در این کانکور آزمایشی بیشتر از ۱۶۰۰ داوطلب از لیسه های مختلف هزاره تاون شرکت نموده بودند.

     آزمون با تلاوت چند از کلام الله مجید توسط آصف رضایی یک تن از اشتراک کننده ها در آزمون حوالی ساعت ۸:۱۰ دقیقه صبح آغاز گردید. قابل یاد آوریست که انجمن علمی – فرهنگی کوشان جهت نظم بهتر و سهولت این آزمون، شاگردان را به دو دسته تقسم نموده بودند که دوره لیسه از صنف دهم الی دوازدهم آزمون شان قبل از ظهر و دوره متوسط که امتحان شان به شکل ارزیابی بود، بعد از ظهر تعیین گردیده بود.

     بعد از تلاوت کلام الله مجید، استاد عبدالقیوم مرادی یکتن از اعضای این انجمن در ضمن خوش آمدید به داوطلبان به تشریح روش حل سوالات و راهنمایی نمودن دانش آموزان در راستای طریقه انتخاب درست رشته پرداختند. سپس دانش آموزان که تا هم اینک کتابچه های سوالات شانرا دریافت نموده بودند، شروع به حل کردن سوالات شان کردند. دوره اول که در دو سالن شاگردان جابجا شده بودند، حوالی ساعت یازده قبل از ظهر به اتمام رسید.

     شروع آزمون دوره متوسطه، که اینها نیز در دو سالن جابجا شده بودند، ساعت  1:20 بعد از ظهر و ختم آن ساعت 3:00 بعد از ظهر اعلان گردیده بود.

     این کانکور آزمایشی که توسط انجمن علمی - فرهنگی کوشان راه اندازی و برگزار گردیده بود با استقبال گرم مدیران مکاتب، اساتید و دانش آموزان روبرو شد و آنها از انجمن جهت برگزای این آزمون موفق برای آشنایی هر چه بیشتر دانش آموزان با روش نوین کانکور افغانستان تقدیر و تشکری نمودند.

     تعداد اشتراک کننده ها در آزمون آزمایشی بیشتر از 1600 نفر بود، که در ذات خود این آزمون یکی از بی سابقه ترین آزمون های آزمایشی کانکور در این ساحه بود. شرکت عده کثیری از داوطلبان خود نمایانگر این بود، که کسانی نمی توانند با کشتار و قتل جلو رشد و پیشرفت این مردم را بعد از این بگیرند و انگیزه شانرا خورد کنند. در زمانی که آزمون جریان داشت اتشه معارف افغانستان، محترم حاجی نجیب برای نظارت از چگونگی برگزاری این آزمون تشریف آوردند. وی با دیدن از صحنه آزمون، نظم و نظارت دقیق و کامل از آزمون سبب خوشحالی اش شده و برداشتن این گام را توسط انجمن علمی- فرهنگی کوشان برای دانش آموزان یک موفقیت بزرگ شمرده  و از شیوه ی برگزاری آن استقبال نمودند.

     همچنان محترم احمد علی کهزاد، جنرل سکرتری حزب هزاره دموکراتیک نیز با حضور در صحنه آزمون، در ضمن نظارت از چگونگی برگزاری آزمون، از عده ای داوطلبان در مورد سوالات شان و نیز رشته مورد نظر شان سوالاتی پرسیدند. ایشان نیز در ضمن تقدیر و تحسین از عملکرد مثبت انجمن علمی و فرهنگی کوشان، آنها را تشویق به ادامه این روند نموده و اظهار داشتند که در زمانی که دیگران به انتحار و قتل و کشتار می اندیشند، مردم ما به علم و انسانیت می اندیشند. به گفته ایشان ممکن برای فعلا کامیابی موقت از تفنگ، وحشی گری و انتحار باشد، ولی بدون شک آینده از آن مردمی است که با سلاح علم و انسانیت مجهز باشند.

     در آخر آزمون، استاد عبدالله رفیعی مسوول انجمن علمی - فرهنگی کوشان، از حزب هزاره دموکراتیک جهت تامین امنیت آزمون کوشان و همچنان از محصلان بورسیه افغانستان در پاکستان و هندوستان، هزاره استودنتس فیدریشن و استادان مکاتب و نیز از همکاری بیش از حد مدیران مکاتب تشکر و سپاسگزاری نمودند.

استاد قیوم مرادی در حال توضیح دادن به داوطلبان

آقای کهزاد در حال پرسیدن سوال از یک داوطلب

نماینده معارف افغانستان، آقای حاجی نجیب در حال سوال کردن از یک داوطلب

نمایی از آزمون

نمایی از آزمون

استاد قیوم در سالن دوم

آقای کهزاد در حال پرسش از یک داوطلب

استاد نعمت جویا در حال نظارت

جلیل تجلیل در حال پاسخگویی به سوال یک شاگرد

نمایی از شاگردان

عکسی از عده ای از برگزار کنندگان کانکور آزمایشی کوشان

+ نوشته شده در 2012/6/25ساعت 11:23 AM توسط تجلیل | 3 نظر

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم شهریور 1391ساعت 20:57  توسط عبدالقادر ( سروری )  | 


نبشته: عبدالشهید ثاقب

منبع: خبرگزاری جمهور


چند روز پیش در شهرستان خنجان استان بغلان، درگیری اتفاق افتاد که «نبرد هزاره‌ها و سالنگی‌ها» نام گرفت. در این درگیری که میان مردم یومی خنجان (هزاره‌ها) و سالنگی‌ها اتفاق افتاده بود، دو نفر کشته و چندین تن دیگر زخمی شدند. این درگیری، اگرچه از یک رویداد جزئی و حاشیه‌ای آغاز شد که در میان دانش‌آموزان لیسه خنجان پیوسته بود، اما در پشت سر آن عقده‌مندی‌های تاریخی نهفته است که برخاسته از مسئله هویت می‌باشد.

 مردم خنجان که تا پیش از این خود را تاجیک پنداشته و در زد و بندهای سیاسی – قومی چند دهه پسین کشور، جانب آن‌ها را می‌گرفتند، تازه متوجه شده‌اند که برخورد تاجیک‌ها با ایشان، نه برادرانه بلکه تبعیض آمیز بوده و از گونه‌ی برخورد با «غیرخودی»ها می‌باشد.

هزاره‌های خنجان که اکثریت مردم آن‌جا را تشکیل می‌دهند، مدعی هستند که در چند دهه پسین کشور، ایشان توسط یک اقلیتی به نام «سالنگی» که در «دره باجگاه» و «سالنگ شمالی» زندگی می‌کنند و یک جمعیت تاجیک تبار می‌باشند، استثمار شده و از همه عرصه‌های سیاسی و اجتماعی کنار زده شده‌اند و از حوزه‌های تصمیم‌گیری طرد گردیده‌اند.

مردم خنجان بدین عقیده‌اند که در درازنای چند دهه گذشته، ایشان نه تنها از سوی مردم سالنگی استثمار شده‌اند، بلکه افزون بر آن حتا برخی جایدادها و زمین‌های شان نیز به زور غصب گردیده و در مجموع رفتار آن‌ها با ایشان، رفتار ستمگرانه بوده است.

حضور این عقده‌مندی‌های قومی و تاریخی، در کنار برخی مسایل جزئی و حاشیه‌ای دیگر، سرانجام، کار را بدان‍‌جا کشاند که این دو قوم به مصاف همدیگر برآمده و آهنگ خصومت و دشمنی با یکدیگر را نواختند.

هزاره‌های گمنام

چند روز پیش خنجان رفته بودم، تلاش کردم که با مردم گفتگو داشته و حرف‌ها و ادعاهای شان را از زبان خودشان بشنوم.

حرف‌هایی که از زبان مردم بومی خنجان شنیدم، مرا به یاد تشکل و جریانی انداخت که چند سال پیش در حال شکل گرفتن بود.

چند سال پیش، گروهی از بزرگان قومی هزاره‌های سنّی مذهب در کابل گردهم آمده بودند، تا تشکلی را ایجاد نمایند که مدافع حقوق این قوم در عرصه‌های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی باشد.

بزرگان فوق الذکر، عبارت بودند از مولوی محمد عثمان سالکزاده، وزیر مشاور رییس جمهور و والی پیشین بلخ، جنرال عبدالرشید شجاع از غوربند، استاد محمدیونس طغیان ساکایی، استاد دانشگاه و مولوی اسلام محمدی، عضو پیشین مجلس نمایندگان.

در نشست‌هایی که این گروه داشتند، هدف از تاسیس این نهاد، چنین عنوان می‌شد: انسجام و تشکل قومی، مبارزه علیه الیناسیون و از خودبیگانگی حاکم در میان هزاره‌های سنّی و دفاع از حقوق آن‌ها.

آن‌ها بدین عقیده بودند: هزاره‌های سنی که در افغانستان جمعیت قابل ملاحظه ای‌ را تشکیل می‌دهند، به جای آنکه در مسایل مهم ملی و محلی در کنار قوم هزاره بایستند و یا سیاست‌ها و برنامه‌های مستقل خود را داشته باشند، به دلایلی، دچار الیناسیون و از خودبیگانگی شده و «هویت هزارگی» شان را انکار می‌کنند و خودشان را تاجیک می‌پندارند و در صف‌بندی‌های سیاسی و قومی، جانب آن‌ها را گرفته و در انتخابات از نامزدی حمایت می‌کنند که تاجیک باشد.

این در حالی است که رفتار سران تاجیک با ایشان، برادرانه نه، بلکه برخاسته از تعصب قومی می‌باشد و آن‌ها تلاش می‌کنند تا به هر قیمتی که شود جلو رشد نخبگان این قوم را گرفته و از حضورشان در پست‌های مهم دولتی جلوگیری کنند.

آن‌ها، در این خصوص استشهاد می‌کردند به سرنوشت غم‌انگیز فرمانده عبدالحی حقجو و قاری صاحب رحمت الله که از جمله فرماندهان مهم جمعیت اسلامی بودند، اما سران جمعیت همواره تلاش می‌کردند تا از مطرح شدن و مشهورگردیدن آن‌ها جلوگیری کنند.

نخبگان هزاره‌های سنی بدین عقیده‌اند که این قوم در عصری که سیاست‌ها در افغانستان، قومی شده و پست‌های دولتی بر اساس معیارهای قومی توزیع می‌گردد، تا زمانی که دوباره هویت قومی شان را درنیابند، در استثمار قرار خواهند داشت و روز خوشی نخواهند دید.

راه حلی را که این‌ها برای این معضل پیشنهاد می‌کنند، آگاهی بخشی و روشنگری است. این‌ها بدین عقیده‌اند که هزاره‌های سنی برای خروج از الیناسیون و از خودبیگانگی، نیازمند فعالیت‌های آگاهی بخش می‌باشند و این از جمله مسئولیت‌های روشنفکران آن قوم است که باید در این راستا اقدام کنند.

الیناسیون و ستم‌های تاریخی

چرا هزاره‌های سنی خودشان را تاجیک می‌پندارند؟ دلایل این پندار چیست؟

از خودبیگانگی هزاره‌های سنی، عوامل گوناگون دارد و من در این‌جا به یکی از آن‌ها اشاره می‌کنم:

محرومیت تاریخی هزاره؛

هزاره‌ها در تاریخ افغانستان، یکی از اقوامی بوده که همواره مورد ظلم و ستم قرار گرفته و طعم تلخ تبعیض و بی‌مهری را چشیده است.

زعمای پیشین افغانستان که بیشترشان برخاسته از میان قوم می‌باشد، اگرچه نسبت به سایر اقوام نیز نگاه‌های تبعیض‌آمیز داشته اند، اما برخوردشان با قوم هزاره، ناانسانی‌تر و ظالمانه‌تر از بقیه بوده است.

کافی است که در این‌جا به قتل عام هزاره‌ها توسط امیرعبدالرحمن خان اشاره کنیم که طی آن ۶۲ درصد هزاره‌ها به قتل رسیدند.

در یک نامه تاریخی که امیر عبدالرحمن خان، خطاب به قوم درانی، نگاشته است، نیات خود را در مورد هزاره‌ها چنین بیان می‌کند: « شکایت سردار عبدالقدوس خان از جایی است که مردم درانی صدهزار خانوارند و پنجصد الی ششصد تن از راه ایلیت و قومی در هزاره جات رفته باقی همه در خانه ی خود نشسته اند، و اگر چنانکه مرد می بودند و عزت قومی می داشتند از دو خانه یک نفر کمر نبرد به معاونت دولت می بستند، همانا پنجاه هزار مرد جرار می شدند که دمار از روزگار اشرار هزاره کشیده و ایشان را از مملکت افغانستان نیست و نابود می کردند و از امر مکنون خاطر والا که پیشنهاد ضمیر منیر دارد و می خواهد که اراضی و املاک هزاره را بر مردم درانی بدهد آگاه می شدند، زیرا دولت انگلیس قدم تصرف پیش نهاده و “جبلکوژکه” را شکافته موضع “چمن” را که خاک طائفه اچکزایی از مردم درانی است عمارت کرده محل اقامت قرار داده است، که این تصرف و تغاصب دولت مذکوره مر زمین مردم اچکزایی را باعث پایمالی مردم درانی است.

پس در وقتی از پایمالی مأمون و محفوظ خواهند گشت که املاک هزاره را صاحب و قابض شوند. و اکنون مردم دُرانی بر بستر غفلت خوابیده خیر و شر و نفع ضرر خود را نیک نمی‌دانند…»

حضور این ستمگری‌ها در افغانستان علیه قوم هزاره، باعث شد که عده‌ای برای فرار از این ناهنجاری و ستم‌ها، هویت شان را انکار نموده و با استفاده از هم‌مذهبی با تاجیک‌ها، خود را تاجیک بخوانند. این دسته، همان هزاره‌های سنی امروزند. در این مورد پروفیسور عنایت الله شهرانی در مقاله خود بنام “ هزاره کیست؟“ می‌نویسد: « در زمان امیرعبدالرحمن خان بسیاری مردم هزاره از ترس کشتار و قتل عام‌ها نام و نسب خود را تغییر دادند و از آنست که در مرکز بامیان هنوز مردم به نام‌های ساختگی حیات به سر می‌برند».

هزاره‌های سنی و بازگشت به هویت:

لئون وایسلتیر، نظریه پرداز معروف، در جایی پیرامون هویت می‌نویسد: «هویت مانند یک اشتباه است: با وجود آنکه ممکن است با آن مخالفت کنیم، اما نمی‌توانیم از آن فرار کنیم».

حادثه خنجان، نشان داد که هزاره‌های سنی نیز به این امر پی برده و در صدد آن هستند که دوباره به هویت گمشده‌ شان برگردند و دیگر خودشان را تاجیک نخوانند.

شاید این امر، نتیجه‌ قومی شدن سیاست در افغانستان باشد.

یکی از پیامدهای چند دهه جنگ در افغانستان این بود که سیاست در کشور، قومی شد.

امروزه مردم در افغانستان، اگر پشتون هستند از احزابی حمایت می‌کنند که متعلق به پشتون باشد و هزاره، از احزاب متعلق به هزاره و….

به نظر می‌رسد که اگر این فرایند در افغانستان ادامه پیدا کند، یک‌سری اقوام دیگر نیز دچار تجزیه شده و شاخه‌های قومی بی‌شماری سر بلند کنند.

+ نوشته شده در 2012/7/11ساعت 11:41 AM توسط رفیعی | نظر بدهید

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم شهریور 1391ساعت 20:55  توسط عبدالقادر ( سروری )  | 

       بنا به گزارش رسانه ها امروز حوالی ساعت 12 ظهر ، یک تن از برادران هزاره به اسم رحمت الله معروف به خالق ساکن هزاره تاون که می خواسته برای خرید به بازار برود، متاسفانه در منطقه (نوه کلی) سریاب رود مورد حمله تروریستی قرار می گیرد و به شهادت میرسد. جنازه آن به امام بارگاهی در هزاره تاون منتقل شده و قرار است ساعت 3:00 بعد از ظهر  در قبرستان هزاره تاون به خاک سپرده شود.

   

+ نوشته شده در 2012/7/12ساعت 5:31 PM توسط تلاش | نظر بدهید

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم شهریور 1391ساعت 20:54  توسط عبدالقادر ( سروری )  | 


     امروز شنبه ۲۸/۰۷/۲۰۱۲م، یک تن دیگر در کویته به اثر شلیک تروریستان به شهادت رسید. قرار گزارش ها، نورعلی قزلباش در حالیکه مصروف کارش در دواخانه ای در ساحه کواری رود بود، از طرف اشخاصی مورد هدف قرار گرفته و بعد از اصابت چندین گلوله به وی، جانش را از دست داد. حمله کنندگان مثل همه حوادث قبلی بعد از به انجام رساندن عمل ناجوانمردانه شان از ساحه متواری شدند. جنازه نور علی به شفاخانه عمومی شهر انتقال داده شده است،تا بعد از معاینه پزشکان به وارثان وی داده شود.

     قابل یاد آوریست که به تاریخ ۲۵ همین ماه نیز یک حمله ای از طرف لشکر جهنگوی بر معاون دایرکتر مکاتب بلوچستان آقای سید ابرار و دوستش اکبر علی در ساحه ای شاوکشاه رود صورت گرفت، که در آن حادثه سید ابرار و آقای اکبر علی زخمی شدند، ولی در اثر عکس العمل بجای اکبر علی، از جمه سه تن حمله کنندگان بر آنها یکی شان با خوردن مرمی به سینه اش زخمی شد و سپس آقای سید ابرار در حالی که زخمی بود، او را با موترش زد، که جا بجا کشته شد. و نیز یک تن دیگری از تروریستان زخمی گردیده بود، که به کمک دوست دیگرش از صحنه فرار داده شده بود.

+ نوشته شده در 2012/7/28ساعت 5:38 PM توسط رفیعی | نظر بدهید

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم شهریور 1391ساعت 20:53  توسط عبدالقادر ( سروری )  | 


     امروز شنبه ۲۸/۰۷/۲۰۱۲م، یک تن دیگر در کویته به اثر شلیک تروریستان به شهادت رسید. قرار گزارش ها، نورعلی قزلباش در حالیکه مصروف کارش در دواخانه ای در ساحه کواری رود بود، از طرف اشخاصی مورد هدف قرار گرفته و بعد از اصابت چندین گلوله به وی، جانش را از دست داد. حمله کنندگان مثل همه حوادث قبلی بعد از به انجام رساندن عمل ناجوانمردانه شان از ساحه متواری شدند. جنازه نور علی به شفاخانه عمومی شهر انتقال داده شده است،تا بعد از معاینه پزشکان به وارثان وی داده شود.

     قابل یاد آوریست که به تاریخ ۲۵ همین ماه نیز یک حمله ای از طرف لشکر جهنگوی بر معاون دایرکتر مکاتب بلوچستان آقای سید ابرار و دوستش اکبر علی در ساحه ای شاوکشاه رود صورت گرفت، که در آن حادثه سید ابرار و آقای اکبر علی زخمی شدند، ولی در اثر عکس العمل بجای اکبر علی، از جمه سه تن حمله کنندگان بر آنها یکی شان با خوردن مرمی به سینه اش زخمی شد و سپس آقای سید ابرار در حالی که زخمی بود، او را با موترش زد، که جا بجا کشته شد. و نیز یک تن دیگری از تروریستان زخمی گردیده بود، که به کمک دوست دیگرش از صحنه فرار داده شده بود.

+ نوشته شده در 2012/7/28ساعت 5:38 PM توسط رفیعی | نظر بدهید

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم شهریور 1391ساعت 20:53  توسط عبدالقادر ( سروری )  | 
گزارش از: تجلیل


بروز پنجشنبه تاریخ 23/8/2012 میلادی نمایشگاه نقاشی وآثاری خوشنویسی توسط انجمن خوشنویسان و نقاشان سبز درشهرکویته پاکستان ــ هزاره تاون کتابخانه شهید منتظری برای دو روز برگزار گردید . این نمایشگاه که در روز چهارم عید برگزارگردیده بود از یکطرف تحفه ی عیدی و آورنده ی خوشی و امید برای مردم رنج دیده و مظلوم هزاره های کویته است که درین چند سال قربانی حملات تروریستی گردیده اند و از طرف دیگر درس برای آندسته از دشمنان تعلیم و آموزش است که تاهنوز فکرهای از توحش و افراط گرایی را در ذهن میپروراند . درکناری این مساله برگزاری نمایشگاه ها و محافل ازیک طرف مردم را با تاریخ ، فرهنگ و داشته های فرهنگی شان آشنا می سازد و از طرف دیگر سبب می شود که مردم نیرو و توان بگیرد و در مقابل اینگونه حوادث و اتفاقات پیش آمده سرتسلیمی را خم نکند .
نمایشگاه با سخنرانی استاد عبدالغفور ربانی که پیرامون هنر، دسته و شعبات آن و همچنان سیرتاریخی وتحول هنر صحبت می کرد رسما آغازگردید . استاد ربانی با سخنان ارزنده اش توضحیات جالب و آموزنده ی را برای حاضرین در نمایشگاه ارایه نمود وکارهای فرهنگی و هنری استادان وهنرجویان را ستوده و افزود که تاثیری را که هنر و کارهای فرهنگی - هنری درجامعه میتواند تاثیر داشته باشید هیچ گونه فعالیت دیگر تاثیر پذیر نیست . وی مطالعه سیستماتیک را درهر بخش از علوم مهم پنداشته وافزود که یگان دلیل شکست ما در مقابل جوامع غربی دربخش های مختلف ازعلوم همین از خود گسیختگی و عدم مطالعه دقیق از فرهنگ و داشته های فرهنگی وعلمی خود ماست . ما اگر به داشته های خود ارز ش وبها بدهیم و به دیده عمیق بنگیریم میتوانیم خود مولد اندیشه و تفکر باشیم و از تقلید محض و کورکورانه ی دیگران دیگر بپرهیزیم .
استاد ربانی هنر را به سه دسته ی فولکوریک ، کلاسیک و مدرن دسته بندی نموده و مشخصات این دوره ها را بیان نموده و افزود که برای مطالعه دقیق هنر نیاز به مطالعه سیستماتیک و منظم دارد که هرکدام از این دسته روابط تنگاتنگ و ازهم ناگسستنی دارد .
اساتید؛ فرهنگیان ، دانشجویان و اهل ذوق و هنر ازین نمایشگاه با شور و علاقه ی خاص دیدن می کردند و کاری خوشنویسان و نقاشان را ستوده و مورد تشویق شان قرار میدادند . این نمایشگاه برای دو روز برای دیدارکننده ها باز است.




+ نوشته شده در 2012/8/27ساعت 1:52 AM توسط تلاش | نظر بدهید

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم شهریور 1391ساعت 20:53  توسط عبدالقادر ( سروری )  | 

حضوری پررنگ جوانان دانشجو ، فعالان حقوق بشر، نهادهای مختلف و همکار با جامعه مدنی در اعتراض مدنی  برای فریاد عدالت خواهی خون شکیلا و آندسته از بانوان که به نحوی قربانی بی عدالتی گردیده و زیر بار ظلم و ستم شکنجه ویا صدایشان خاموش گردیده اند ، نشان داد که اهل قلم  و اندیشه در مقابل اینگونه بی عدالتی ها و ستم های روا داشته شده بر مظلومان سکوت نمی کنند بلکه فریاد عدالت خواهی شان را تا آخرین مراجع مربوطه فریاد خواهندحضوری پررنگ جوانان دانشجو ، فعالان حقوق بشر، نهادهای مختلف و همکار با جامعه مدنی در اعتراض مدنی  برای فریاد عدالت خواهی خون شکیلا و آندسته از بانوان که به نحوی قربانی بی عدالتی گردیده و زیر بار ظلم و ستم شکنجه ویا صدایشان خاموش گردیده اند ، نشان داد که اهل قلم  و اندیشه در مقابل اینگونه بی عدالتی ها و ستم های روا داشته شده بر مظلومان سکوت نمی کنند بلکه فریاد عدالت خواهی شان را تا آخرین مراجع مربوطه فریاد خواهند کرد .

این تجمع اعتراضی برای داد خواهی از حق مظلومان بیانگر شعوری سیاسی ، بیداری و خط بطلان کشیدن بر باورهای دیرینه ی سنتی و نا پسند بود که تاهنوز عده ی را درگیروی زد و بندهای سمتی ، قومی  وقبیله ی بند انداخته  بود . درحقیقت خون شکیلا نه تنها که سبب سازی از خود باوری به جوانان و ستمدیدگان شد بلکه عنعنات ناپسندی را که تاهنوز عده ی را در گیرو خود داشته بودند نیز شکست . ما در بسا موارد شاهد شکنجه شدن ، تجاوز ، قتل و آزار واذیت بانوان بوده ایم که با سکوت مقامات حکومتی و صادر کردن بیانیه ها ازطرف نهادهای مدافع حقوق زن و حقوق بشر به خاموشی انجامیده ودیگر از پیگری عاملین آن خبری نبوده است ؛ اما این بار حرکت مدنی و اعتراضی درمقابل این ظلم و ستم روا داشته شده فرهنگیان ما نشان داد که دیگر تحمل این بی تفاوتی حکومت و مقامات مسوول را  در مقابل اینگونه ظلم وستم های روا داشته شده ندارند .

جوانان ، فرهنگیان و اهل قلم جامعه  هزاره کویته نیز این جرم نا بخشودنی را نکوهش کرده و تسلیت خود را برای خانواده ی شهید مظلوم ابراز داشته و حمایت شان را از برنامه عدالت خواهی و تعقیب صریح دوسیه های عاملین قضیه بیان میدارند .هرچند که ما درمقابل اینگونه قضایا بی تفاوت نبوده ونیستیم اما همانطور که شما درجریان هستید و میدانید که وضعیت مردم ما در شهرکویته خوب نبوده و فضای پیش آمده بر سرنوشت این مردم سبب گردیده است که تمام شعبات زندگی مردم متاثیر شوند و در روندی کاری اختلالات پیش بیایید . بناء  تا حال که ازما صدای اعتراض و نکوهش این عمل فجیع و زشت را نشنیده اید تنها دلیلش همین گرفتاری های داخلی و مصروفیت های است که  بستگی تنگاتنگ با مصونیت مردم  دارد  و این بی معنی بی تفاوت ماندن و خاموشی درمقابل ایندسته از واقعه های دلخراش نمی باشد .

 گروه از فرهنگیان و جوانان هراره های های کویته

+ نوشته شده در 2012/8/3ساعت 11:50 AM توسط تجلیل | 5 نظر کرد .

این تجمع اعتراضی برای داد خواهی از حق مظلومان بیانگر شعوری سیاسی ، بیداری و خط بطلان کشیدن بر باورهای دیرینه ی سنتی و نا پسند بود که تاهنوز عده ی را درگیروی زد و بندهای سمتی ، قومی  وقبیله ی بند انداخته  بود . درحقیقت خون شکیلا نه تنها که سبب سازی از خود باوری به جوانان و ستمدیدگان شد بلکه عنعنات ناپسندی را که تاهنوز عده ی را در گیرو خود داشته بودند نیز شکست . ما در بسا موارد شاهد شکنجه شدن ، تجاوز ، قتل و آزار واذیت بانوان بوده ایم که با سکوت مقامات حکومتی و صادر کردن بیانیه ها ازطرف نهادهای مدافع حقوق زن و حقوق بشر به خاموشی انجامیده ودیگر از پیگری عاملین آن خبری نبوده است ؛ اما این بار حرکت مدنی و اعتراضی درمقابل این ظلم و ستم روا داشته شده فرهنگیان ما نشان داد که دیگر تحمل این بی تفاوتی حکومت و مقامات مسوول را  در مقابل اینگونه ظلم وستم های روا داشته شده ندارند .

جوانان ، فرهنگیان و اهل قلم جامعه  هزاره کویته نیز این جرم نا بخشودنی را نکوهش کرده و تسلیت خود را برای خانواده ی شهید مظلوم ابراز داشته و حمایت شان را از برنامه عدالت خواهی و تعقیب صریح دوسیه های عاملین قضیه بیان میدارند .هرچند که ما درمقابل اینگونه قضایا بی تفاوت نبوده ونیستیم اما همانطور که شما درجریان هستید و میدانید که وضعیت مردم ما در شهرکویته خوب نبوده و فضای پیش آمده بر سرنوشت این مردم سبب گردیده است که تمام شعبات زندگی مردم متاثیر شوند و در روندی کاری اختلالات پیش بیایید . بناء  تا حال که ازما صدای اعتراض و نکوهش این عمل فجیع و زشت را نشنیده اید تنها دلیلش همین گرفتاری های داخلی و مصروفیت های است که  بستگی تنگاتنگ با مصونیت مردم  دارد  و این بی معنی بی تفاوت ماندن و خاموشی درمقابل ایندسته از واقعه های دلخراش نمی باشد .

 گروه از فرهنگیان و جوانان هراره های های کویته

+ نوشته شده در 2012/8/3ساعت 11:50 AM توسط تجلیل | 5 نظر

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم شهریور 1391ساعت 20:52  توسط عبدالقادر ( سروری )  | 

امروز یکشنبه تاریخ  5/8/2012 هژدهمین سالروز در گذشت پروفیسور عالم مصباح به گونه ی  سیمینار جهت شناسایی ابعاد مختلف شخصیت وی در شهرکویته - هزاره تاون برگزار گردیده بود .درین سیمینار شخصیت های مختلف سیاسی ، فرهنگی ، اساتید دانشگاه ، دانشجویان گرد آمده بودند .سیمینار طبق رسم معمول با تلاوت آیت الله مجید توسط یکتن از دانشجویان اناث آغاز و بعدا محمدعلی تورانی کوتاه روشنی پیرامون وضعیت زندگی و فعالیت های وی در عرصه ی مختلف علمی ، سیاسی و فرهنگی انداخت . عالم مصباح متولد قریه ی پیدگه ی ولسوالی جاغوری از توابع ولایت غزنی می باشد وی  پس از گذرانیدن اندک زمانی از زندگی اش را درین قریه بنابر مشکلات که دامنگیر هزاره ها بود راهی دیار مهاجرت شده و در کویته پاکستان اقامت گزید . مدتی در مدرسه به کسب علوم دینی پرداخت و بعدا به مکتب های دولتی ثبت نام نموده و فعالانه دروسش را به پیش می برد و تاینکه کلاس دهمش را در یزدان خان اسکول ختم نموده و به دیگری کالج در رشته فلسفه ثبت نام نموده وموفقانه درسهایش را به پیش میبرد . بعداز ختم درس و فعالیت های علمی اش به سمت استاد  دانشگاه پذیرفته شده و به تدریس پرداخت .

·         چون وی خود متولد شده در خانواده ی فقیر و دهقان پیشه بود ، تمام رنج و مشکلات مردمش را حس می کرد . وی با تمام کردن تحصیلش با دیدی عمیق و ژرف به مسایل می نگریست و تا اینکه از نا بسامانی های روزگار ، تبعیض و بی عدالتی ، ظلم و استبداد روا داشته شده بر مردمش تاثیر پذیرفته و دچاری اضطراب و یک نوع فلسفه ی نهیلیستی گردید و تصمیم به خاتمه بخشیدن زندگی اش کرد و از آن دوباره نجات یافت . درحقیقت مصباح شخص بود که جامعه آنروزی تحمل و برداشت وی را نتوانست و به اساس دسیسه هاو توطیه های دشمنانش کشته شد . وی گاه گاهی شعر های نغز و تازه می سرود و با وجودی حالت پیش امده بروی مردمش را امیدی رسیدن به قله های بلند از موفقیت را گواهی میداد و فردای مردمش را منوط و وابسته به زحمات و تلاش میدانست که مردم انجام میداد .

·          

·         اشعارش بیشتر بیانگر نابسامانی های روزگارش ، وطن دوستی ، امید و تشویق مردمش را منعکس می کند . نمونه ی کلام وی:

·          جشن خورشید

o        ما اگر خیزیم بنائ ظلم را ویران کنیم
دستِ استبداد را با خاک و خون یکسان کنیم

دستِ نیرومند ما از آستین آید برون
فرق جلادان شکافیم رخنه در زندان کنیم

ما چه غم داریم کہ استبداد خون ما بیریخت
بعد ازین، زین خونِ ما ایجاد صد طوفان کنیم

سبز شو بر شاخہِ خشکینِ ما برگِ بہار
مقدمت ای نو عروس بخت گل باران کنیم

شب پرستان را بگو زین خونِ مظلومانِ ما
بزر نور پاشیدہ جشنِ خورشیدِ تابان کنیم

ما همه دیوانه ای لیلائِ آزادیستیم
جان و دل هر دو فدائ روئ انجانان کنیم

عالم مصباح

بعداز معرفی زندگینامه کوتاه وی پروفیسور عبدالرحیم چنگیزی استاد دانشگاه بلوچستان به ایراد سخن پرداخته و وضعیت اجتماعی انزمان را با درنظرداش امکانات و حالت اقصادی مردم به معرفی گرفته و راجع به شخصیت عالم مصباح توضیحات مفصل تر ارایه نمود وی شخصیت عالم مصباح را  متاثیر شده از خالق هزاره که یگ تن از قهرمانهای دوران نظام استبدادی نادرخان میدانست که علیه آن قد علم کرد و اختتام بخشید .

وی با تمام دردهای مردمش اشنا بود و تاریخ را به گونه ی که گذشته بود مطالعه و به شاگردانش تدریس می نمود . وی در نمایشنامه خالق به حیث پدر نقش بازی کرد .  بعداز آن پروفیسور عبدالحسین استاد دانشگاه بلوچیستان سیمینار را ادامه داده و گفت که وی از جمله اشخاص بود که گامهای نخست را برای تشویق هرچی بیشتر جوانان برای کسب علم و دانش برداشت و مدت زمانی را به صفت رییس اتحادیه محصلین هزاره ایفای وظیفه نمود . سمینار با سخنان محمد زمان دهقان زاده ادامه یافت . وی که یکی از هم دوره های عالم مصباح می باشد در  زمینه تلاشها و فعالیت های مختلف صحبت نمود .اقای دهقان زاده این گونه سمینارها را از ضرورتهای مهم و اساسی نسل جوان وقلم بدست دانست و افزود که اینگونه سمینار هاست که شخصیت ها معرفی شده و از افتیدن در گودال فراموشی جلوگیری بعمل می اید .

درختم سیمینار عزیز فیاض شاعرشناخته شده و توانایی و عده ی چند از شاعران که تازه پا به عرصه ی شعر گذاشته اند  به مناسبت بزرگداشت از پروفیسور عالم مصباح به خوانش شعر پرداخته و محفل را زیبای بخشید . ختم محفل همراه بود با سخنرانی کوتاه از احمدعلی کهزاد جنرل سکتری حزب هزاره دیموکراتیک و در نهایت سیمینار اختتام پذیرفت .

 

+ نوشته شده در 2012/8/7ساعت 11:46 AM توسط رفیعی | 3 نظر

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم شهریور 1391ساعت 20:51  توسط عبدالقادر ( سروری )  |